در این مقاله و فصلهای بعدی آن (فکر کردید همین یک فصل را میخوانید؟ زهی خیال باطل!) قصد دارم از Email Marketing اعاده حیثیت کرده و حق مطلب را در مورد این ابزار خوب ارتباطی/تبلیغاتی ادا کنم، به طوری که خوانندگان این مقالات در انتهای مطالعه خواهند دانست که ایمیل مارکتینگ چیست.
چرا برای یک کسب و کار مهم است، چه وقت و چرا سراغ بازاریابی ایمیلی بروند، چه کسانی را هدف Email Marketing خود قرار دهند، چگونه یک کمپین بازاریابی ایمیلی راه بیندازند و از همه مهمتر، با ابزارهای روز ایمیل مارکتینگ دنیا به منظور اتوماسیون ایمیل و تحلیل نتایج کمپینها آشنا خواهید شد.
· قابلیت اندازه گیری (محاسبه تعداد ایمیل فرستاده شده، تعداد ایمیل های باز شده، چه کسی آنها را باز کرده اند، تعداد افراد غیر عضو و…)
· آسان بودن
· ارتباط قوی با مشتریان
· اتوماتیک بودن (استفاده از ابزاری بنام autoresponder برای ارسال پیامهای رقابتی)
· سریع و کارآمد
email marketing ایمیل مارکتینگ
چالشهای مهم در اثربخشی ایمیل مارکتینگ
یی از ایمیل مارکتینگ استفاده میکنند؟
اغلب سازمانهایی که حضور آنلاینِ پر رنگی دارند به دلیل این که برای مشتریانشان طی کردن مسیر از ایمیل به صفحه محصول تنها با یک کلیک میسر میشود، ترجیح میدهند از ایمیل مارکتینگ استفاده کنند.
رقابت میان سایتهای E-Commerce (تجارت الکترونیک) شدید است و بازاریابی ایمیلی برای آنها روشی ثابت شده به منظور درگیر کردن مشتری و ایجاد تمایز با دیگر شرکتهاست.
البته ایمیل مارکتینگ تنها به منظور فروش آنلاین محصول کاربرد ندارد، سازمانهای غیرانتفاعی و کمپینهای سیاسی نیز از ایمیل مارکتینگ برای ارتباط داشتن با حامیان و اهداکنندگان بهره میگیرند.
منبع:
از مقالاتِ پژوهشی برخی دانشمندان اینگونه بر میآید که، کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند میتوانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بینِ پیامدهای مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعاتِ عاطفی برای راهنمایی فرایندِ تفکر و اقدامات شخصی استفاده کنند.
آیا منعطف هستید و با شرایط اطراف به راحتی سازگار می شوید؟ افراد دارای هوش هیجانی بالا نسبت به تغییرات محیط آگاهند و برای رویارویی با هریک از این تغییرات تمهیداتی را در نظر می گیرند.
آیا علاوه بر هیجانات و احساسات به توانایی ها و ضعف های خودتان واقفند. آیا به خوبی پتانسیل های محیط اطراف و اطرافیان تان را شناسایی می کنید و به خوبی می توانند از فرصت ها استفاده کنید.
آیا توان شناختن دیگران، مقاصد آنها و حال و وضعیت شان را دارید؟ آیا دیگران نمی توانند به راحتی شما را غافلگیر کند.
آیا شما انگیزه های اطرافیان و حتی آنهایی را که سعی می کنند انگیزه هایشان را از شما پنهان نگه دارند به راحتی تشخیص می دهید. اگر پاسخ تان مثبت است، یک امتیاز دیگر به هوش هیجانی تان بدهید.
منبع:
احساس آرامش در زندگی چگونه به دست میآید؟ آرامش کلمهای است که امروزه به آرزویی دست نیافتنی برای اکثر انسانها تبدیل شدهاست.
پیشرفتهای روز افزون عصر حاضر، زندگی را برای افراد راحتتر کرده است اما به همان میزان آرامش را از ذهنها دور کردهاست. اینکه چگونه آرامش داشته باشید تا حد زیادی به باورها و شیوه زندگی خود شما بر میگردد. دنیای امروز و مشغلههای آن استرسها و نگرانیهای جدیدی برای ما ایجاد کرده است.
منشا اصلی آرامش در درون انسانها قرار دارد و در واقع یک حس درونی است. هرچند عوامل محیطی و بیرونی هم تاثیر گذار هستند. آرامش یعنی لذت بردن از زندگی، امیدوار بودن به آینده، برآورده شدن نیازهای اجتماعی، امنیت و حمایت اجتماعی.
حضور افرادی که دوستتان داشته باشند یا شما آنها را دوست داشته باشید در واقع به کیفیت زندگیتان میافزاید. نداشتن اختلالات اضطرابی و افسردگی همگی در سلامت روان و داشتن آرامش نقش بسزایی دارند. توصیه میکنیم در این زمینه مقاله سلامت روان را مطالعه کنید.
بهتر است راهکارهای پیشنهادی ما را رعایت کنید:
فراموش نکنید در دنیای شلوغ و پر استرس امروز به دست آوردن تکه ای آرمش می تواند غنیمت بزرگی باشد آیا ذاتا همیشه مسوول امور و عهده دار نظم و ترتیب هستید؟
▪ افراد پرکار و فعال اغلب احساس می کنند همه کارها باید تحت کنترل آنها باشد، خصوصا مواقعی که هدف خاصی مدنظرشان است.
بنابراین سعی کنید برای یک بار هم این عادت کنترل کردن را رها کنید و بگذارید زندگی مسیر خود را بپیماید.
به عنوان مثال بگذارید دیگران برنامه سفر دست جمعی یا پیک نیک را سازماندهی کنند و نتیجه حاصله را بدون هیچ اظهارنظری بپذیرید و ببینید چه احساسی به شما دست می دهد. این کار ممکن است برای شما پردغدغه و برای دیگران شگفت انگیز باشد، ولی آرامشی که برایتان به ارمغان می آورد، ارزش دارد.
منبع:
https://briefbook.ir/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b4/
هوش و حافظه یکی از عملکردهای شناختی مغز است که برای انجام امور روزمره، یادگیری و ادامه حیات بسیار ضروری و لازم است؛ در این مطلب به چند راهکار تقویت حافظه در طب سنتی اشاره شده است.
تقویت حافظه در طب سنتی چگونه انجا میشود؟ برای مطالعه بیشتر کلیک کنید.
اما طب سنتی علل اولیه و اصلی اختلال در عملکرد حافظه را “سردی مغز” معرفی میکند؛ در واقع باید گفت بهطور کلی افزایش سردی و تری یا سردی و خشکی در بدن از علتهای مهم اختلال حافظه است.
بادام حاوی فسفر، منیزیم، پتاسیم، گوگرد و آهن است و بهترین مغز برای سلول های عصبی است. یک فرمول ساده که در کتاب اکسیر اعظم هم آمده برای افرادی که مشکل قند خون نداشته باشند.
هفت عدد بادام پوست کنده به همراه همان قدر نبات را افراد بکوبند، شب، پیش از خواب با کمی آب در صورت لزوم میل کنند؛ در مصرف درازمدت ثابت شده است که به افزایش قوای ذهنی می تواند کمک کند.
برای تقویت حافظه در طب سنتی و سیستم عصبی مصرف مواد غذایی حاوی کلسیم٬ آهن و ویتامین B توصیه می شود. این مواد در غلات و شیر وجود دارند. ویتامین B12 برای نگهداری سلول های عصبی مفید است و اسیدفولیک نیز برای تقویت حافظه مؤثر است.
“به” فراموش شده است؛ سیب و “به” خیلی کم مصرف می شوند. در بشقاب های میوه ما نیستند. زردک یا همان هویج ایرانی واقعاً فراموش شده است، در بعضی از شهرها اصلاً پیدا نمی شود.
زردک را به صورت پخته مثل هویج پخته استفاده می کنند یا مربای عسلی زردک که در تقویت مغز، قلب، معده کبد و حافظه فوق العاده است.
منبع:
انتقاد سازنده می تواند باعث رشد و بهبود رفتار فرد شود. توجه داشته باشید که انتقاد سازنده لحنی مثبت دارد و بر اهدافی واضح و دست یافتنی متمرکز است. در این مقاله با ویژگیها و نحوه پیشنهاد انتقاد سازنده بیشتر آشنا خواهیم شد.
مقاله انتقاد سازنده به طور کامل در سایت بریفبوک قرار گرفته است.
به یاد داشته باشید که در انتقاد سازنده باید به وقار و شأن طرف مقابل احترام بگذارید. انتقاد سازنده با انتقاد مخرب فرق دارد. انتقاد سازنده باید عملی و کاربردی باشد.
شاید بهترین موقع برای انتقاد کردن، مدت کوتاهی پس از ارتکاب همان عملی باشد که میخواهید از آن انتقاد کنید. البته تا آنجا که در توانتان هست باید سعی کنید زمینه را برای یک گفتگوی خصوصی در خلوت و بحث بیطرف با فرد انتقاد شونده فراهم کنید.
هر آدمی دوست دارد که نقاط مثبتش دیده شود و مورد تحسین قرار بگیرد. به همین دلیل، بهتر است پیش از شروع کردن به انتقاد و تذکر دادن نقاط ضعف، از یک یا چند نقطه قوت در فرد انتقاد شونده یاد کنید و پس از اشاره به این ویژگیهای مثبت، بگویید که در او یک نقطه ضعف هم میبینید.
که اگر بهبود پیدا کند نقاط مثبتش را پررنگتر خواهد کرد. در پایان انتقاد هم دوباره به خوبیهای او اشارهای کنید تا حس مثبتاش، او را به تغییر و بازسازی آن نقطه ضعف، ترغیب کند.
«من مطمئنم که تو خیلی بهتر از اینها میتوانی انجام وظیفه کنی چون… من مطمئنم که میتوانم توی این قضیه روی تو حساب کنم چون. . .»
گفتن چنین جملاتی باعث میشود اعتماد به نفس طرف مقابلتان افزایش پیدا کند و حس کند که شما دلتان میخواهد او از وضعیتی که دارد به وضعیت بهتری دست پیدا کند.
اما اگر لحن و کلماتی که برای انتقاد کردن انتخاب میکنید، نامناسب باشد طرف مقابلتان حس میکند که شما میخواهید او را زمین بزنید و به این ترتیب، تاثیر حرفها و انتقاداتتان به حداقل میرسد.