ردی که مهارت حل مسئله را یاد میگیرد، روابط اجتماعی او بهبود پیدا کرده و در زندگی پیشرفت میکند. شخصی که توانایی حل مسئله را دارد، با روشی موثر با مشکلاتش برخورد میکند و کمتر به تنش و اضطراب دچار میشود.
برای مطالعه مقاله حل مسئله به سایت ذهن مراجعه کنید.
ما برای حل مسئله به شکل صحیح باید مشکل را به مراحل انجامپذیر تقسیم کنیم، بنابراین باید آن مراحلی را که تنها در ذهن ما هستند و قابلیت انجام را ندارند، حذف یا آنها را به آینده موکول کنیم.
در این روش مشکل را وسط و راهحلهای مختلف را پیرامون آن قرار میدهیم سپس با حل کردن گام به گام مسئله، به سمت جلو پیش میرویم. افرادی که از این شیوه استفاده میکنند، انسانهایی موفقتر، صبورتر، مورد پذیرشتر و با آستانه تحمل بالاتری هستند.
برای حل کردن مسائل به شیوه صحیح و بهینه، لازم است مراحلی را به صورت پیوسته طی کنید. بسیاری از محققان از مجموعه این مراحل با عنوان روش حل مسئله «دایرهای» یاد میکنند.
این روش شامل بهبود استراتژیها و طبقه بندی دانش میشود. گاهی افراد مراحل را به صورت جدی طی نمیکنند و سریع از آن عبور میکنند؛ به همین دلیل موفق به یادگیری و به کارگیری این مهارت نمیشوند.
در وضعیتی دیگر ممکن است فرد برای مدت زیادی در هر کدام از مراحل باقی بماند و یا به مراحل قبلی بازگردد تا در نهایت راه حل متناسب را بیابد. درمان شناختی رفتاری به شما کمک میکند تا به بهترین نحو با تعارضات موجود مقابله کنید. برای آشنایی بیشتر با درمان شناختی رفتاری کلیک کنید. در ادامه به بررسی مراحل حل مسئله پرداختهایم.
انجام مراحل زیر به صورت پیوسته به شما کمک میکند تا مهارت حل مسئله را در خود پرورش دهید و به راه حلهای مناسب در مواجهه با مشکلات برسید.
این مرحله ممکن است بسیار ساده و پیش پا افتاده به نظر برسد اما همیشه شناسایی مسئله کاری ساده به شمار نمیرود. در پاره ای از اوقات، افراد درگیر در یک مسئله ممکن است به اشتباه تنها بخشی از مسئله را به عنوان مشکل در نظر بگیرند. این امر باعث میشود تا تلاشهای افراد ناکافی و با بی ثمر باشد.
پس از این که مسئله شناخته شد، حال نیاز است تا مسئله به طور کامل تعریف شود تا بتوان برای حل آن اقداماتی کرد. توجه داشتهباشید که تعریف مسئله باید قابل سنجش، عینی و اختصاصی باشد. مسئله را به گونهای برای خود شرح دهید که رسیدن به هدف در آن امکان پذیر باشد.
کسی که اعتماد به نفس ضعیفی دارد، احساس می کند مورد قبول و علاقه ی هیچ کس نیست و نمی تواند هیچ کاری را درست انجام دهد. امروز قصد داریم شما را با هشت راهکاری که به کمک آنها می توانید اعتماد به نفس خود را بالاتر ببرید، آشنا کنیم.
در حقیقت اعتماد به نفس تقابلی است از این چهار پدیده:
باور
رفتار
احساس
عشق
اگرچه نقطه شروع اعتماد به نفس باورهای مثبت و پیش برنده است، هر یک از این سه، چون اضلاع یک مثلث بر دو ضلع دیگر اثر میگذارد.
یک ارتباط پرتنش با کارفرما می تواند اعتماد به نفس افراد باهوش را نیز تخریب کند. البته با وجود انتقاد رئیستان از عملکرد شما یا تضعیف روحیه ی مشارکتتان در تیم، حفظ اعتماد به نفس دشوار است اما باز هم تلاش کنید آن را از دست ندهید.
همواره سعی کنید تا نقاطی که باعث سوتفاهم شده و ارتباط شما را با رئیستان خراب کرده بیابید و در جهت رفع آن تلاش کنید. اگر به هیچ وجه نتوانستید این ارتباط را درست کنید، وقتش فرا رسیده است که به دنبال شغل دیگری باشید.
افرادی که اعتماد به نفس دارند همواره خود را به چالش می کشند و در برابر دیگران روحیه ای رقابتی دارند؛ هرچند تلاش شان به موفقیت های کوچک ختم شود. گفتنی است پیروزی های کوچک می توانند سبب ایجاد گیرنده های آندروژنی جدیدی در مغز شوند که باعث به وجود آمدن روحیه ی قدردانی و افزایش انگیزه خواهد شد.
این افزایش تعداد گیرنده های آندروژنی باعث اثربخشی بیشتر هورمون تستوسترون شده و در نتیجه اعتماد به نفس و اشتیاقتان برای مواجه با چالش های پیش رو بیشتر خواهد شد. بخاطر داشته باشید وقتی موفقیت های کوچکی را پشت سر هم طی کرده باشید، این افزایش اعتماد به نفس برای مدتی طولانی با شما خواهد بود.
هیچ کس به اندازه ی شخص باتجربه و باهوشی که راه صحیح را نشانتان دهد و شما را تشویق کند، نمی تواند باعث افزایش اعتماد به نفس در شما شود. در واقع، یک حامی خوب مانند آیینه عمل می کند و دیدگاهی به شما می دهد که باید برای باور به خود آن را مد نظر داشته باشید.
فراموش نکنید آگاهی باعث افزایش اعتماد به نفس می شود. دانستن اینکه در هر لحظه در چه جایگاهی قرار دارید، باعث افزایش تمرکز و اثربخشی انرژی شما در انجام امور خواهد شد.
به علاوه، یک مشاور خوب می تواند بعضی نکات مربوط به فرهنگ درونی شرکت ها را با توجه به روحیه ای که دارید، به شما آموزش دهد. دانستن قوانین نانوشته برای انجام کارها در محل کار، یکی از روش های عالی برای افزایش اعتماد به نفس است.
منبع:
گاهی اوقات، احساس میکنیم تمام چیزی که نیاز داریم ماندن در رختخواب و تماشای تلویزیون است. با این حال، زمانی که تنبلی تبدیل به مسئلهای مزمن» شود و مانع از انجام وظایف روزانه یا دستیابی به اهدافمان شود، باید هر چه سریعتر برای مقابله با آن دست به کار شد.
برای مطالعه مقاله تنبلی و راه کارهای ان به سایت ذهن مراجعه کنید.
از نظر روانشناسی، اهمالکاری یا تنبلی یعنی به آیندهمحول کردن کاری که تصمیم به اجرای آن گرفته ایم. به طور کلی، به تعویق انداختن کار،رفتاری ناپسند و ناراحت کننده است که پیامدهای ناخوشایندی در بر دارد و هرگز نمیتواناز تاخیر در انجام کارها، به تصور و گمان بهتر ارائه کردن آنها دفاع کرد.
تنبلی هر شکلی که باشد، رفتاری نامطلوب و نکوهیده است که بتدریج در وجود انسان به صورتعادت درمی آید. پس با آن مبارزه کنید، زیرا پیامدهای تاخیر در کار، برای خود شخص نیزرنج آور است و احساسی که از این تاخیر در او ایجاد می شود، علاوه بر زیانهای پیش بینیشده و نشده، شرمساری و بیزاری از خویشتن را نیز در بر دارد.
به خصوصیات فرد و هرفهایی که در زندگی به دنبال آن است ارتباط پیدا می کند.
به تمام فعالیتهایی اطلاق می شود که فرد برای زندگی خود به کار می برد. همه وظایف شغلی و شخصی او به منظور آنکه از زندگی خود هرچه بیشتر لذت ببرد ، در این تعریف قرار می گیرد.
در کارتان احساس مسوولیت نمی کنید و درزندگی بتدریج دوستانتان را از دست می دهید.اهمالکاری و به تعویق انداختن کارها به طور قابل ملاحظه ای با ماهیت کارهای مختلف ارتباط دارد.
در پاسخ باید بگوییم کار و کوشش. اگر منطقی فکر کنید ، تنبلی را کنار خواهید گذاشت.رفتار افراد در مورد شخص تنبل و قضاوت جامعه در مورد او از جمله نگرانیها و ناراحتیهایی است که معمولا افراد تنبل با آن مواجه هستند. انجام کار به موقع هم آسانتر است و هم مزایایی در بر دارد.
در صورتی که گذشت زمان، هم کار را مشکلتر می سازد و هم مزایای انجام به موقع آن را از بین می برد. رفتار مسامحه کارانه ناشی از اندیشه شماست. تفکر منطقی می تواند در رفتار شما نقش فعالی داشته باشد.
منبع:
افسردگی (به انگلیسی: Depression) جزو اختلالات خلقی طبقه بندی شده است. افسردگی با احساس فقدان، خشم و غم و اندوه همراه است که باعث مختل شدن فعالیتهای روزمره ی فرد می شود.
(در تعریف خلق باید گفت، احساس درونی نافذ و پایداری که در آن درک و نگرش فرد نسبت به خود ، دیگران و در کل نسبت به محیط اطراف عمیقا تحت تاثیر قرار میگیرد.)
در مطالعات اخیر مشخص شده است که اختلال افسردگی اساسی در بین تمامی اختلالات روانپزشکی، بیشترین شیوع را در کل دوران زندگی افراد دارد. این آمار نشان دهنده ی آن است که این بیماری بسیار شایع و رایج است.
بیماری ورم مفاصل
بیماریهای قلبی و عروقی
سرطان
دیابت
ام اس (درباره ی افسردگی در بیماری ام اس بیشتر بدانید)
به این نکته توجه داشته باشید که گاهی اوقات داشتن غم و اندوه و یا احساس کمبود، بخشی عادی از زندگی است. در زندگی همه درگیر اتفاقات غم انگیز و ناراحت کننده می شوند. اما اگر به طور مرتب احساس بدبختی و ناامیدی دارید، ممکن است دچار افسردگی شده باشید.
افسردگی یه اختلال جدی محسوب می شود و می تواند بدون پیگیری و درمان صحیح تشدید شود.با این وجود افرادی که بطور آگاهانه در صدد درمان بر آمده و پیگیری دارند در طی چند هفته بهبودی علائم و حالات خود را متوجه می شوند.
علایم افسردگی در کودکان ممکن است شامل موارد زیر باشد:
تحریک پذیری (عصبانیت، نوسانات خلقی و روحی، گریه زیاد)
احساس بی کفایتی (مثلا من نمیتوانم کاری را درست انجام بدهم)، ناامیدی، غم و اندوه شدید
مشکل در مدرسه یا خودداری از رفتن به مدرسه
کاهش عملکرد در مدرسه و افت تحصیلی
مشکل در تمرکز (هر عامل بیرونی کم اهمیتی می تواند باعث پرت شدن حواس او شود.)
دوری از دوستان و خواهر و برادر
افکار خودکشی
مشکل در خواب یا پر خوابی بیش از حد
کاهش انرژی
مشکلات گوارشی، تغییر در اشتها
کاهش وزن یا افزایش آن
این علایم باید تقریبا هر روز و دست کم در طی دو هفته مستمر دیده شود تا بتوان تشخیص افسردگی در کودک را داد.
بسته به شدت علائم ، افسردگی می تواند به دسته بندی های متفاوتی تقسیم شود. برخی افراد افسردگی را خفیف و موقتی تجربه می کنند، در حالی که برخی دیگر اختلال افسردگی شدید و مداوم را تجربه می کنند.
هر روز، میلیون ها محتوا در جهان تولید می شود که نوشتن، تنها بخش کوچکی از آن است. اصلا بگذارید خیال تان را راحت کنم. تمام رفتاری که ما از خودمان نشان می دهیم، به نوعی تولید کردن محتوا هست.
تولید محتوا چیست؟ برای مطالعه این مقاله به سایت ذهن مراجعه کنید.
چه منی که الان دارم می نوسیم، چه آن بیوتی بلاگری که در پیج اینستاگرامش، آرایش کردن را یاد می دهد، همه ما به نوعی تولید محتوا می کنیم.
محتوا، انواع مختلفی دارد: متنی، گرافیکی، ویدئویی، تصویری و صوتی.
تولید محتوا کردن، یعنی خلق متنها، تصاویر، ویدئوها، صدا و پیامهایی که قرار است با یک سری آدم ارتباط برقرار کنند. این ارتباط گاهی با نگاه کردن به یک بیلبورد تبلیغاتی اتفاق میافتد، و گاهی هم با خواندن یک مقالۀ چند صد کلمهای!
تولیدکننده محتوا میتواند دستی در انواع محتوا داشته باشد (مثلاً گرافیست باشد، پادکست ضبط کند یا مقاله بنویسد)، یا نه فقط در یکی دو مورد حرفهای باشد. (اما دقت کنید که معمولاً تسلط به محتوای متنی و مسلط بودن به یکی دو تا نرم افزار ویرایش عکس مثل فتوشاپ از ضروریات است.)
بله، این چیزهایی که توی دیجی کالا و دیجی کالا مگ و زومیت و سایتهای دیگر میخوانید، توسط ما محتوانویسها تولید شدهاند. ما وبلاگ مینویسم، اطلاعات عمومی خوبی باید داشته باشیم، ترجمه هم میکنیم اما محتوا نوشتن فقط همینها نیست، اینها ظاهر شغل ماست.
محتوا تولید کردن نه خیلی کار سختی است نه خیلی آسان. برای من تولید محتوا مثل رقصیدن است. تا زمانی که فکر کنید همه دارند شما را نگاه میکنند نمیتوانید خوب برقصید.
برای خوب رقصیدن باید چشمهایتان را ببندید و حل شوید توی رقص. منظورم یک چیزی تو مایههای قوی سیاه (Black Swan) است. زمانی که توی ریتم و داستان حل شدید میتوانید فرم بدهید به رقصتان و نقش اول داستان را بازی کنید.
محتوا هم همین است، زمانی که توی ریتم سطر سطرِ کلماتی که تایپ میکنید حل شدید و فهمیدید که چه میخواهید بگویید، نوشتههایتان فرم میگیرد و متولد میشود.
وقتی در محتوا حل شدید میدانید که مخاطبان چه میخواهد بداند، میدانید که خودتان چه میخواهید بگویید و همه را با یک ریتم هماهنگ کنار هم میچینید. بعد از اینکه رقصتان با کلمات تمام شد یک بار دیگر نوشته را باز بینی میکنید و اگر از خواندنش لذت بردید آن را با دیگران قسمت میکنید.
تولید محتوا یک بخشهای دستوپاگیری مثل سئو (SEO) هم دارد. سئو چیست؟ سئو یعنی کاری کنید که گوگل و سایر موتورهای جستجو ارتباط نزدیکشان را با شما حفظ کنند و یک وقت خدایی نکرده فکر نکنند که دارید بهشان خیانت میکنید.
البته حق هم دارندها، دغدغۀ موتورهای جستجو رساندن بهترین نتایج به دست جستجوکنندههاست، که خب دغدغۀ خوبیست؛ اما این موتورها کمی زبان ما آدمها را سخت میفهمند، برای همین باید با یک سری علائم و نشانه بهشان علامت بدهیم و منظورمان را برسانیم.
این طوری هم گوگل خوشحال است که ما را فهمیده، هم مخاطبی که ما را پیدا کرده، هم مایی که مخاطب پیدا کردهایم :]
منبع: